برچسب:
نویسنده: علی رضایی
دانی که رود با تو چه گوید محصلم گوید که سبزه زار بود نوش حاصلمآن کوه سربلند بگوید به گوش تو با این همه غرور به پستی است منزلمصحرا و دشت با همه سبز و خرمی از شوق می نگرد به تو با چشم پُر نَمیکای خوب من -طبیعت زیبا- هَمی نگر از کشت زار - تو هم - بهره ای ببرجغرافیا به تو می آموزد این سخن گشتی بزن به سراپرده ی وطندل پاک کن به خدا از غبار غم کوته سخن بکن تو هم از این زیاد و کمغم ها به کوره ی شادی - تو آب کن "برخیز و عزم جزم به کار صواب کن""خورشید مَی ز مشرق ساغر طلوع کرد" " گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن"
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
دانی که رود با تو چه گوید محصلم گوید که سبزه زار بود نوش حاصلمآن کوه سربلند بگوید به گوش تو با این همه غرور به پستی است منزلمصحرا و دشت با همه سبز و خرمی از شوق می نگرد به تو با چشم پُر نَمیکای خوب من -طبیعت زیبا- هَمی نگر از کشت زار - تو هم - بهره ای ببرجغرافیا به تو می آموزد این سخن گشتی بزن به سراپرده ی وطندل پاک کن به خدا از غبار غم کوته سخن بکن تو هم از این زیاد و کمغم ها به کوره ی شادی - تو آب کن "برخیز و عزم جزم به کار صواب کن""خورشید مَی ز مشرق ساغر طلوع کرد" " گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن"
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی
برچسب:
نویسنده: علی رضایی