خرید بک لینک

دانی که رود با تو چه گوید محصلم گوید که سبزه زار بود نوش حاصلم

آن کوه سربلند بگوید به گوش تو با این همه غرور به پستی است منزلم

صحرا و دشت با همه سبز و خرمی از شوق می نگرد به تو با چشم پُر نَمی

کای خوب من -طبیعت زیبا- هَمی نگر از کشت زار - تو هم - بهره ای ببر

جغرافیا به تو می آموزد این سخن گشتی بزن به سراپرده ی وطن

دل پاک کن به خدا از غبار غم کوته سخن بکن تو هم از این زیاد و کم

غم ها به کوره ی شادی - تو آب کن "برخیز و عزم جزم به کار صواب کن"

"خورشید مَی ز مشرق ساغر طلوع کرد" " گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن"

برچسب: نویسنده: علی رضایی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 5:51

صفحه بندی